please wait
|
|
|
گذرنامه Access Denied |
|
|
گذرنامه ای باطل و گذرنامه ای ایجاد شد.
از همه دوستانی که لینکم کرده بودند می خوام که به آدرس جدید لینک برن. در ضمن آدرس میلم رو هم می دم واسه افرادی که هنوز واسه وب جدیدم لینکشون نکردم تا یه عکس ۶۴ در ۶۴ پیکسل واسم میل کنن تا بزودی لینک بشن. mamadkhafan@gmail.com به امید دیدار در گذرنامه جدید: نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت
19:9 توسط سیدمحمدفخار با امروز ۲ روز است که خبرنگار خبرگزاری شده ام.
همین طور تولید و تولید و تولید و ... سرگیجه می خورم که خبر را از دهان همکارم بدزدم و خودم بگویم. هنوز نتوانسته دلم را بزند اما می دانم که سرویس سیاسی با همه جذابیت هاش دلم را سرانجام خواهد زد. دعا می کنم برای خودم که فعلن عاشق همان کاری که دارمش بمانم. و عاشق هر چه دارم. گذرنامه نویی هم درحال پی ریزی است که به زودی کوچ می کنم به آنجا. قصد دارم پست سال نو را آن جا بگذارم. از همین حالا دلم برای همین گذرنامه بلاگفایی تنگ می شود، و برای دوستانی که احتمالن دورشان می اندازم، همان ها که دورم انداخته اند. پ.ن: حالا که نیستید، فهمیده ام بدون بعضی ها هم می شود رفت کوه ... نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت
18:36 توسط سیدمحمدفخار هر بار که دیدمش، خوشحال بوده يا خوشحالم كرده است.
گاهي وقتها بي آن كه بدانم و بشناسمش، دوستش داشته و دارم. كلي حرف هست براي اين كه معرفي اش كنم و تعريف اش و توصيف اش، اما براي ابراز دوستي، اين كلمات سخت ناتوان است. از معدود آدمهاييست كه دلم ميخواسته هميشه "استاد" بگويمش. حالا منم و اين شوق به او و كم - اما پر ارزش- چيزهايي كه از او دارم، منم و اين حال و متني كه از خودش درباره خودش خوانده ام... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت بی ربط۱:سایت رئیس جمهور دیروز چند ساعت فیلتر بود. پی نوشت بی ربط۲ :به زودی از این جا می روم، شايد براي سال نو. نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت
17:21 توسط سیدمحمدفخار |